ای که بوی باران

ای که بوی باران

شکفته در هوایت

یاد از آن بهارا

که شد خزان به پایت

شد خزان به پایت

بهار باور من

سایه بان مهرت

نمانده بر سر من

Mohammad Esfahani
دیدگاه ها (۱)

دکترمحمداصفهانی

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

به نام آن‌که در خون، جاودان شدبه خاکِ خستهٔ ایران، نشسته گرد...

ای خنده ات از هر چه چشمه بی ریاترگیسوی تو از بید مجنون هم ره...

عاشقانه های شبنم

فردا فردا کردن

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

🍁🍂 #پاییز من اے ڪہ تجلے گاہ هر آن‌چہ در عشق نهفتہ استاز شورو...

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط