◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟
- #ParT_11 "
┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄

غرید:
- داری حریص ترم میکنی تا زودتر خوب شم..

ریز خندیدم

- یعنی میگی ادامه بدم؟!

با خندیدنش‌ عقب کشیدم..

تو بغلش دراز کشیدم و بی صدا موهامو نوازش میکرد

گهگاهی‌ هم بـ .. وسه‌های ریز میزد..

آروم گفتم:

- تو وضعیتت‌ هرچی هم باشه منو داری!
همه چیزو داری..

محکم تر منو به خودش فشرد

کل شبو تو آغوشش‌ و با بو سه و نوازشاش‌ سر کردم..

میتونم به جرئت بگم بهترین شب عمرم بود.

اما نه من خوابیدم و نه جونگکوک

آفتاب از پنجره به داخل اتاق تابید و باعث شد چشمامو ریز کنم..

جونگکوک دستشو سایه‌ی چشمام کرد

- فرشته‌ کوچولوی من..

تکونی خوردم
- من باید برم!


┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥
>>┄┅┅┄┄┄┄
بچه ها چون این چند روز پارت نداده بودم براتون دوتا دادم ولی شرایط نرسیده بود برای پارت های بعدی باید همه ی پارت هایی که دادم 15 لایک بخورن
‌
دیدگاه ها (۰)

I love you...but I don't know...How can I say this...to you....

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

ادامه پارت 215هوا تاريك شده بود ولي بلند نشدم. هرچی زمان بیش...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : fourteenاول نمی‌دونستم باید همرا...

Part ¹⁴ویو لیلی با رضایت از کارم لبخندی زدمو گفتم+ نگران نبا...

کپشن مهمه😈💅🏿عروسک من😈🔞پارت هفتمرفتیم پایین اصلا دلم نمیخواست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط