بنام خدا
بنام خدا
🌹 خدایا
🌹 وقتهایی هست که آدم دلش عجیب میگیرد
🌹 بقدری دلت میگیردکه حرفت نمی آید...
🌹 ازشدت دلتنگی به کما میروی،نفس میکشی اما
🌹 چیزی حس نمیکنی حرف نمیزنی فقط راه میروی،
🌹 راه میروی، واشک میریزی.....
🌹 همه ی حرفهای ناگفته ات خلاصه میشوند تو
🌹 اشکهات هرقطره ازاشکت دنیایی ازحرفهای
🌹 ناگفته اس،دلت پر از غصه اس پر از درد...
🌹 اما نمیتوانی با کسی درد دل کنی،
🌹 درد و دل که میکنی...
🌹 یعنی ضعف هایت را، دردهایت را...
🌹 میگذاری در سینی و تعارف میکنی...
🌹 که هر کدامش را که میخواهند بردارند...
🌹 تیز کنند...تیغ کنند...
🌹 و بزنند به زخم روحت
🌹 پس ترجیح میدهی که سکوت کنی با همون
🌹 اشکهایت خلوت کنی اخه وقتی دلتنگ باشی
🌹 ساده ترین حرف ها هم اشکت را در میاورد..
🌹 دلتنگی ها
🌹 گاه از جنس اشکند و گاه از جنس بغض
🌹 گاه سکوت میشوند و خاموش میمانند.
🌹 گاه هق هق می شوند و می بارند.
🌹 یه وقتایی هست که" دلت"...
🌹 از سن و سالت می گیرد...!!!
🌹 میخواهی" کودک باشی"...!کودکی که...
🌹 به هر بهانه ای...به"آغوش" غمخواری...
🌹 پناه می برد !!! و ...آسوده" اشک"می ریزد..
🌹 هعععععی... برزگ که باشی...باید..."
🌹 بغض های"...زیادی را..."بی صدا "دفن کنی...!!
🌹 دلتنگی من عجب حس غریبی دارد...
🌹 خدایا خودت میدانی،درد دل مرا جز خودت،
🌹 فقط برگه های خشگیده می فهمند
🌹 رنگ دل مرا فقط پاییز می داند
🌹 و حجم اندوهش را فقط برگ ریزان درختان
🌹 پاییزی می دانند
🌹 خدایا در گلویم ابر کوچکی ست که خیال
🌹 بارش ندارد.
🌹 میشود مرا بغل کنی؟! خدایا ااااا
🌹 خدایا
🌹 وقتهایی هست که آدم دلش عجیب میگیرد
🌹 بقدری دلت میگیردکه حرفت نمی آید...
🌹 ازشدت دلتنگی به کما میروی،نفس میکشی اما
🌹 چیزی حس نمیکنی حرف نمیزنی فقط راه میروی،
🌹 راه میروی، واشک میریزی.....
🌹 همه ی حرفهای ناگفته ات خلاصه میشوند تو
🌹 اشکهات هرقطره ازاشکت دنیایی ازحرفهای
🌹 ناگفته اس،دلت پر از غصه اس پر از درد...
🌹 اما نمیتوانی با کسی درد دل کنی،
🌹 درد و دل که میکنی...
🌹 یعنی ضعف هایت را، دردهایت را...
🌹 میگذاری در سینی و تعارف میکنی...
🌹 که هر کدامش را که میخواهند بردارند...
🌹 تیز کنند...تیغ کنند...
🌹 و بزنند به زخم روحت
🌹 پس ترجیح میدهی که سکوت کنی با همون
🌹 اشکهایت خلوت کنی اخه وقتی دلتنگ باشی
🌹 ساده ترین حرف ها هم اشکت را در میاورد..
🌹 دلتنگی ها
🌹 گاه از جنس اشکند و گاه از جنس بغض
🌹 گاه سکوت میشوند و خاموش میمانند.
🌹 گاه هق هق می شوند و می بارند.
🌹 یه وقتایی هست که" دلت"...
🌹 از سن و سالت می گیرد...!!!
🌹 میخواهی" کودک باشی"...!کودکی که...
🌹 به هر بهانه ای...به"آغوش" غمخواری...
🌹 پناه می برد !!! و ...آسوده" اشک"می ریزد..
🌹 هعععععی... برزگ که باشی...باید..."
🌹 بغض های"...زیادی را..."بی صدا "دفن کنی...!!
🌹 دلتنگی من عجب حس غریبی دارد...
🌹 خدایا خودت میدانی،درد دل مرا جز خودت،
🌹 فقط برگه های خشگیده می فهمند
🌹 رنگ دل مرا فقط پاییز می داند
🌹 و حجم اندوهش را فقط برگ ریزان درختان
🌹 پاییزی می دانند
🌹 خدایا در گلویم ابر کوچکی ست که خیال
🌹 بارش ندارد.
🌹 میشود مرا بغل کنی؟! خدایا ااااا
- ۵.۹k
- ۱۶ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط