یه دختره رو دیدم که داشت با سگش تو پیاده رو قدم میزدن، گف

یه دختره رو دیدم که داشت با سگش تو پیاده رو قدم میزدن، گفتم :وای چه هاپوی با مزه و قشنگی…
دختره رو به سگش کرده و میگه :پشمی بگو مئیسی عمو
من موندم منظورش تشکر بود و یا هم نژاد کردن من با سگ بود
اصن ی وضیه
دیدگاه ها (۳)

رمان

My_idol

No like ...نه میشد گفت کوه بودند ...نه میشد بگم تپه بودند ....

ددی خون آشام من

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

#ارباب‌سنگدل #پارت_10ویوی ا.ت : با دردی تو کل بدنم از خواب ب...

I love you...but I don't know...How can I say this...to you....

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_1 ویو میرا تقریبا 4 ساعت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط