تب دارم ..

تب دارم ..
نمی دانم
تبِ #پاییز است
یا تبِ دوری از معشوق!
که اینگونه دردناک
لِح می کند مرا
در بازوانِ دلتنگی
دیدگاه ها (۱۱)

من لای کتاب زندگی گیرکرده ام!لایفصلی بدخط وتلخ...بنام"تحمل"😔

تــوهَمـــونی‌ هَســـتی‌ ڪههَمـــيشه‌ آرزويــش‌ را داشـــتَم...

هرکه دوست داره با من ست کنه #چالشیه چند وقته چالشی بنام حرف ...

برگ پاییزی‌ام و خسته دل از باد خزان#باغبان نیز نیامد پیِ دلد...

از موسیقی می‌ترسم ، چون نمی‌دانم می‌خواهد مرا به کجای خاطرات...

قراری داشتی دیرینه با معبود، می‌دانمصدایت کرد جدت احمد محمود...

برای ما از دوست داشتنِ هم دلتنگی ماند.غرور میانِ ما آمد و دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط