برای ما از دوست داشتن هم دلتنگی ماند
برای ما از دوست داشتنِ هم دلتنگی ماند.
غرور میانِ ما آمد و دستهایمان جدا شد.
حالا هردو غریبهایم و در چشمهایمان
آشنایی فرار میکند، رو برمیگرداند.
هردوی ما غریبهای هستیم که از لمس دست و
برقِ نگاه و قندِ لبهای دیگری فقط دلتنگی داریم.
تو را نمیدانم ولی چارهی دلتنگیِ من
مرگ است...
#فرهود_عبدی_راد
.
غروبِ جمعه
هجدهمِ اردیبهشت
هزار و چهارصد و پنج
ساعت ۱۹:۱۱
به وقتِ دلتنگی
.
بباف مویت را، مگر مرا آن مو
طنابِ دار شود
بباف دارم را و روزگارم را سیاه کن آنگاه
مرا بِکِش بالا، چنان که خرخرهام
جریحه دار شود.
#حسین_صفا
#محسن_چاوشی
غرور میانِ ما آمد و دستهایمان جدا شد.
حالا هردو غریبهایم و در چشمهایمان
آشنایی فرار میکند، رو برمیگرداند.
هردوی ما غریبهای هستیم که از لمس دست و
برقِ نگاه و قندِ لبهای دیگری فقط دلتنگی داریم.
تو را نمیدانم ولی چارهی دلتنگیِ من
مرگ است...
#فرهود_عبدی_راد
.
غروبِ جمعه
هجدهمِ اردیبهشت
هزار و چهارصد و پنج
ساعت ۱۹:۱۱
به وقتِ دلتنگی
.
بباف مویت را، مگر مرا آن مو
طنابِ دار شود
بباف دارم را و روزگارم را سیاه کن آنگاه
مرا بِکِش بالا، چنان که خرخرهام
جریحه دار شود.
#حسین_صفا
#محسن_چاوشی
- ۲.۵k
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط