در دفتر باران می نویسم

در دفتر باران می نویسم

تا پنجره ای نماند

که تو را نبوید

و کوچه ای نباشد
که از تو نخواند...
دیدگاه ها (۱۳)

پرشی می بایدبه بلندای قامت تنهاییتا به اوج قله رهاییهم پرواز...

برمی گردانم فنجان قهوه راتا بلکهتو برگردیدر فال عجیبم!جواب ف...

دیگربهار هم تکرار دلگیری ستوقتی چشم های تو نمی آیندتا تو به ...

گنجشک‌ها را خواب خواهد دادچشمان تواز بس که موسیقی است ..

فعلا هیچ ایده ای برای فیک یونگی ندارم البته من اول داستانو خ...

شب های زیادی‌ست به این پنجره وصلمای کاش شبی رهگذر کوچه تو با...

آفتاب پاک کنید است

عاشقانه های شبنم

ردی از نگاهت، مانده بر پنجره‌ها  بوی تو پیچیده در هوای کوچه‌...

به تو نامه می نویسمنامه ای نوشته بر بادکه به اسم تو❤ رسیدمقل...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۳: دفتر طراحیتهیو...

شهید ابوالفضل بهاروندمحل شهادت :----------بسم رب الشهدا و ال...

💜☝... می‌نویسم از تو با عشق با تپش‌های دلم.هر واژه‌ات نبضی‌س...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط