شب چو بوسیدم لب گلگون او

شب چو بوسیدم لب گلگون او
گشت لرزان قامت موزون او

زیر گیسو کرد پنهان روی خویش
ماه را پوشید با گیسوی خویش
دیدگاه ها (۱)

خنده هایت پرنده های منندیقه ای باز از درختان راپستچی های بی ...

تو آمدی که بگویی: اگر... اگر می‌رفت...تو آمدی و کسی داشت سمت...

تنها دلتنگ یک نفر هستیاما انگار جهان خالیستگیرم که نگویم چقد...

مثل کوهیم و از این فاصله هامان چه غم استلذت عشق من و تو نرسی...

الا ای روی تو صد ماه و مهتابمگو شب گشت و بی‌گه گشت بشتابمرا ...

سرش رو کمی کج کرد، دستش بالا اومد آروم و بدون عجله، نوک انگش...

بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشتسوز و گداز شمع و من و دل اثر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط