دیشب خونه رفیقم رفتم خواهرش بدون روسری

دیشب خونه رفیقم رفتم خواهرش بدون روسری

با ی تیشرت و شلوارک اومد دم در سلام و احوال پرسی

دستشو آورد جلو منم با کلی خجالت دست دادم

وقتی رفیقم اومد ازش معذرت خواستم و گفتم

داداش شرمنده آبجی شما هم آبجی خودمونه

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
یهو زد تو سرم و گفت یابو داداشم بود من که خواهر ندارم
دیدگاه ها (۲)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part13سکوت کردم چشامو بستم صدای بازو بسته شدن...

I'm not jealous part ۲۹به سختی لای پلکامو باز کردم احساس کرد...

کپشنننننن🎀🤭عروسک من😈🔞پارت سی و سلبای خشکمو ترر کردم و به سق...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟔ویو آنیا بیدار شدم ساعت 1 ظهر بودددداین...

سقوط درخشان یک دیوانهپارا ۱۹ *مروادید*چند ساعت بعد .داداشی ....

پارت ۷: پیشنهادِ وسوسه‌انگیزِ جیمین!با سرعت از اون راهرو و ا...

پارت دوازدهم نامجون که دید دیگه تیر از چله رها شده و همه‌چی ...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏۹●•_ویلیام جیمز موریارتی_صبحون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط