دیروزبایک دسته گل آمده بودبه دیدنم

دیروزبایک دسته گل آمده بودبه دیدنم
بایک نگاه مهربون همون نگاهی که سالها
آرزویش راداشتم وازم دریغ کرده بود
گریه کروگفت دلش برام تنگ شده می خواستم
اشکاشواز روصورتش پاک کنم امانمی توانستم
فقط نگاهش کردم اون رفت ولی سنگ قبر من
خیس خیس بود
دیدگاه ها (۱)

.

قصه ی هستی ما قصه ی آن شاخه گلی ستکه سراغ چمن از باد خزان می...

.

.

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 55 | پایانی "" ویو پ...

#in_your_eyespart_82ویو جونگ کوکبالاخره بعد اصرار های کایلا ...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟲دستپاچه شدم و خواستم گوشی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط