part:42

((زخم های رقم خورده))

ویو تهیونگ.

_کیه.(سرد و بی حوصلگی)

^رئیس منم.

_او الکساندر مشکلی پیش اومده..

^خیر تمامی فایل ها که ارسال نشدن مجددا بارگذاری و پرونده ها کاملا بررسی شدند ...

_پس چه اتفاقی افتاده.

^راستش میخواستم به عنوان یه دوست قدیمی باهات قهوه بنوشم.

_جالبه(خنده ریز)باشه چرا که نه.


______________________________________

_جرعه ای از قهوه ی تلخم رو نوشیدم ....

گیاهی که تازه جوانه زده بود حس بامزه ای بهم منتقل میکرد...

آروم برگ هاشو لمس کردم تا مبادا آسیبی ببینه...

^مثل اینکه به گل و گیاه علاقه خاصی داری
(درحالی که داشت قهوه شو میخورد گفت)

_آره (لبخند)

^قصد فضولی ندارم ولی این علاقت خیلی برام جالبه میشه کمی بیشتر از خودت توضیح بدی شوهرخواهر.

_شوهرخواهر(خنده ریز)از لقبی که گفتی خوشم اومد....راستش من....

_حتی مدرسم دیر شده بود مینشستم روی زمین خاکی و اینکه چطوری پروانه های از رایحه ی گل ها استشمام میکنن نگاه میکردم..

حتی سر این موضوع مامانم دعوام میکرد که پسر چرا لباسات گلیه....(خنده تلخ)چرا مدرست مدام ازت شکایت میکنه....

^چقدر هیجان انگیز(خنده بلند)پس واقعا مامان خوبی داشتی...

_آره اما نتونستم ازش محافظت کنم و ...

^نمیخوای که رزا هم عین مادرت از دست بدی.

_درسته (لبخند)

^میبینی رئیس هرجا هستی در هر شرایطی باز موضوع به سمت شما دوتا کشیده میشه انگاری که سرنوشت بیخیالتون نمیشه..

_آره انگار که دنیای ما با درد نوشته شده...

^اما بازم این مهمه که کنار همید....

_اما نه آنچنان نزدیک که بدونیم واقعا چه اتفاقی داره برای هرکدوممون میوفته..


________________________________________

((ساعت ۸ شب ))
ویو رزا

+سفره رو چیدم شمع هارو روی چهارگوشه میز گذاشتم تا روشنایی خودشونو به نمایش بذارن ...........

و انگار که بعد از این دوسال واقعا این یه سفره برای خانواده بود....

شرایط پارت بعد

۴۵ لایک ۱۵ کامنت ۱۱ بازنشر
دیدگاه ها (۱۰)

پارت ۳۲اولین صبحِ دنیایِ جدیدِ رزا با نورِ سردِ خورشید و درد...

Fabric of Love~P3ویو چویا*توی راه خونه که بودم یهویی یکی باز...

THE FIRST KISSPART: 4♡: خب حالا باید از خود رئیس بخوای و بری...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

فیک مافیاها پارت ۳۹ته: بعد غیب شدن رئیس و جیمین هممون همه جا...

کسخلان گروگان

وقتی باهم دعوا میکنید اما...¹با صدای بلند بهش گفتی:"برو بابا...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁶ویو میکا_____صبحِ روزِ ...

My Arirang Part 9

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط