غنچه از خواب پرید و گلی تازه به دنیا آمد

غنچه از خواب پرید و گلی تازه به دنیا آمد

خار خندید و به گل گفت:سلام! وجوابی نشنید

خار رنجید ولی هیچ نگفت...

ساعتی چند گذشت.گل چه زیبا شده بود

دست بی رحمی آمد نزدیک.گل سراسیمه ز وحشت افسرد

لیک آن خار در آن دست خلید و گل از مرگ رهید

صبح فردا که رسید خار با شبنمی از خواب پرید

گل صمیمانه به او گفت سلام!!!
دیدگاه ها (۳)

Between Sleep and Breath

خانوم مدیرعاملپارت آخر | پنج سال بعد... 🎂🧸پنج سال از آن روزه...

تک پارتی✨«فقط یک خواب بود»دو شب از رفتن همسرش گذشته بود.دو ش...

# پارت نهم: تسلیمِ بیصدابادِ شب، پردههای نازکِ اتاق را به رق...

🧁 پارت نوزدهم | اولین قرار عاشقانهصبح روز بعد...لیانا با لبخ...

بالاخره بعد سالها پارت😎🤣ستاره ای در میان تاریکی فصل ۱پارت ۴۴...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 2 | چیزی شبیه حسادتچند هفته از شروع ترم گذشته بود...

......//برده ی زیبا//......

007-آلما ویسکی - پارت ۶۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط