میدونم این چیزایی ک مینویسم کسی نمیخونه

میدونم این چیزایی ک مینویسم کسی نمیخونه
ولی مینویسم بخاطر دل خودم
بهم گفت اعتراف کن میترسم بمیرم
رفیقم بیاد بگه این رسمش نبود
میترسم بمیرم اونی که ته نامردی رو کرده بود بیاد اما جلو نیاد اون ته وایسته بگه منو ببخش
منو ببخش و من دیگه نشه بش بگم فلانی من همون روز بخشیدمت
فقط نمیدونم چرا اه کشیدم
فقط نمیدونم چرا از اون روز ی روز خوش ندیدم
میترسم بمیرم نتونم بهش بگم ک بخشیدمش
دیدگاه ها (۱)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.4کانگ وو:خب چرا ای...

بگین ببینممن بخوام بگم خببب 3 سال پیش قشنگ یادمهتو اتاقم بود...

پارت هشتم کوک. رفتم شرکت خودم که جیمین و تهیونگ هم آنجا بودن...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p10رفتم حموم.شاید...

╭─────────────── ✈️ ───────────────╮✦ پارت ۸۹| آخرین نگاه قب...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟔جیمین:حالا چرا لبت ورم کردهپسر همونطور...

Multi-Part: 6When you were pregnant, you went to the gym wit...

عشقی حقیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط