تو آتشی..

تو آتشی..
میان سینه ام !
شعله ور می شوی...
بالا می آیی...
بالا می آیی...
به چشم هایم که می رسی...
باران می شوی...
باران !
و بند نمی آیی !
#سوسن_درفش
دیدگاه ها (۱)

آدم است دیگر ...هر چقدر هم که قوی باشد ...گاهی وقت ها ...نیا...

جایی از زمان...گرفتار آمدم!جایی در زمین...گم شده‌ام!حبس در د...

من هوایی بارانی ام...این روزها...جان می دهم...برای پرسه های ...

می‌گذارم سر به روی شانه‌هایت در خیال در خیالاتِ محالم شانه‌ ...

‌اكنون بيشتر از هميشه به تو فكر می کنم. امروز باران می آید، ...

سکوت بی رحم ِ این روز های اندوهگین نفس ِ شعرم را میان انبوهی...

گاهی برای خوب شدن حالتنباید سمت آدمها بریگزینه های مطمئن تری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط