مینگرم نگریستن مورد علاقه من است طلوع خورشیدی که در سر
مینگرم. نگریستن مورد علاقه من است. طلوع خورشیدی که در سرمای تاریکی نهفته است گرچه طاقت فرساست اما زیباترین اتفاق هستیست. می اندیشم به آنکه مردمانِ صاحبِ املاکِ اطراف چه میکنند. هنگام زنده و مرده شدن خورشید و ماه دنیا کاملا در سکوتِ احترام است. من این گونه تعبیر میکنم که خانواده هایی که در طبقات بالایی یک آپارتمان نفس میکشند در بازه زمانیِ طلوع و روز زندگی میکنند و طبقات پایین در راز شب خفته اند. برای من لباس نو و تازه دوخته شده ی آسمان به هنگام طلوع رنگ جدیدی دارد که کشف نشده است حتی، اگر از قبل هم ساخته شده باشد باز هم برای من، در ذهن من، متفاوت است. شاید باورتان نشود اما من حتی نگهبان پرده روز و شب را هم دیده ام... در پس تخیلات واقعی ام. همیشه اینطور بوده که رنگ های گرم کنار و رنگ های سرد هم کنار. کسی نبود که ترکیب این دو طیف متفاوت را زیباتر از ترکیب همسان ببیند. ولی قسمت جالب ماجرا این بود که ترکیب شدن نارنجی و زرد با آبیه خاص تاریکی عجیب زیبا بود... نگریستن به تمامی این جزئیات باعث میشد عقل به کار بیفتد چرا که وقتی اینگونه تمرکز میکردم حتی از خم چتری های روی پیشانی ام و ذرات ریز چسبیده به پنجره ها هم نکته برداری میکردم...
- ۲.۵k
- ۳۰ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط