سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی

دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی

چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو

ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی

زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت

صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی

سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل

شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی

در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست

ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی

اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست

رهروی باید جهان سوزی نه خامی بی‌غمی

آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست

عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی

خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم

کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی

گریه حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق

کاندر این دریا نماید هفت دریا شبنمی🌷
#هنر
دیدگاه ها (۱)

هرگز نبود شکست کس مقصودمآزرده نشد دلی ز من تا بودمصد شکر که ...

امیدوار باشبه آینده‌ای که خدا زودتر از تو آنجاست ایمان داشته...

کرونا معلم من :خیلی مغرور شده بودیم ، خیلی مشغول شده بودیم ،...

شیخ ابوسعید ابوالخیر در راه بود. گفت:هر جا که نظر می‌کنم، بر...

آواز شجریان

غزل حافظسینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جا...

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جان آمد خد...

تقدیم به جانانم:💐🫂🧿🌐سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز ...

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی دل ز تنهایی به جان آمد خ...

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی دل ز تنهایی به جان آمد خ...

غزلستان: فال روز دوشنبه، ۳۰ فروردین ۱۴۰۰ سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی دل ز تنهایی به جان آم

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی<دل ز تنهایی به جان آمد خ...

چشم آسایش که دارد از سپهر تیزروساقیا جامی به من ده تا بیاسای...

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جان آمد خد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط