شعری از سهراب سپری عزیز

شعری از سهراب سپری عزیز
((سپیده))
در دور دست
قویی پریده بی گاه از خواب
شوید غبار نیل زبال و پر سپید
لب های جویبار
لبریز موج زمزمه در بستر سپید.
در هم دویده سایه و روشن.
لغزان میان خرمن و دوده
شبتاب می فروزد در آذر سپید.
همپای رقص نازک نی زار.
مرداب می گشاید چشم تر سپید.
خطی زنور روی سیاهی است:
گویی بر آبنوس درخشد زر سپید.
دیوار سایه ها شده ویران.
دست نگاه در افق دور
کاخی بلند ساخته با مرمر سپید
دیدگاه ها (۱)

در دور دستقویی پریده بی گاه از خوابشوید غبار نیل ز بال و پر ...

این خانواده دنبال خونه‌ست؛ اما چرا موندنشون برای نعمت این‌قد...

شرافت یعنی پای اصولت وایستیحتی وقتی به ضررت تموم میشه :)#یل ...

امین میری در سریال دیوار دفاعی«امین میری»، بازیگر سینما، تلو...

به ظاهرت نمی‌خوره از این گردن کلفتا باشی!🎭 منتخبی از قسمت ۷ ...

ژانر #طنز خیلی مهمه !مخصوصا تو مملکت ما که صدبرابر بیشتر نیا...

تصور کردی با پوشیدن این لباس شأن و نسب پیدا کردی؟!📰 منتخبی ا...

ستایش 3

ستایش 3

ستایش 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط