در دور دست

در دور دست
قویی پریده بی گاه از خواب
شوید غبار نیل ز بال و پر سپید
لب های جویبار
لبریز موج زمزمه در بستر سپید
در هم دویده سایه و روشن
لغزان میان
خرمن دوده
شبتاب می فروزد در آذر سپید
همپای رقص نازک نی زار
مرداب می گشاید چشم تر سپید
خطی ز نور روی سیاهی است
گویی بر آبنوس درخشد زر سپید
دیوار سایه ها شده ویران
دست نگاه درافق دور
کاخی بلند ساخته با مرمر سپید

#شعر #شعرنو #ادبیات #شاعر
#سهراب_سپهری #سپیده
دیدگاه ها (۴)

شعری از سهراب سپری عزیز((سپیده))در دور دستقویی پریده بی گاه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط