من که در تنگ برای تو تماشا دارم

من که در تنگ برای تو تماشا دارم
با چه رویی بنویسم غم دریا دارم؟

دل پر از شوق رهایی ست، ولی ممکن نیست
به زبان آورم آن را که تمنا دارم

چیستم؟! خاطره ی زخم فراموش شده
لب اگر باز کنم با تو سخن ها دارم

با دِلَت حسرت هم صحبتی ام هست، ولی
سنگ را با چه زبانی به سخن وادارم؟

چیزی از عمر نمانده است، ولی می خواهم
خانه ای را که فرو ریخته بر پا دارم
دیدگاه ها (۱)

اگر گفته ام رفته از یاد من،صدای قشنگ و دلارام تواگر گفته ام ...

هم گلم.هستی و هم گلدان من کاش میبودی شبی مهمان من ای گل زیبا...

از کنارم رد شدی ، عطرت مرا بی تاب کردیاد گیسو های لرزانت مرا...

من آمده ام تا پَر تو بال تو باشمچون سایه کنار تو و دنبال تو ...

جونگین/ا.تتو تا آخرش روباه کوچولوی من میمونی حالا چه بخای چه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط