به دردی دچارم

به دردی دچارم
که نه راهِ بغض می‌شناسد ...
نه راهِ اشک
فقط خیره می‌مانم ...
به در ...
به پنجره ...
به هرچه که می‌شود از آن رفت ..................
دیدگاه ها (۱)

من مرگ خویشتن را با فصل‌ها در میان نهادم وبا فصلی که می‌گذشت...

http://dl.nex1music.ir/1398/07/15/Ehaam%20-%20Soltane%20Ghal...

گاهی تنها چیزی که مرا به زندگی پیوند می دهدفراموشی دنیاست .....

از کسانی‌که دوستشان‌دارم جز این نمیخواهم‌که رها از من باشند ...

فصل دوم بخش سوم سرزمین آسیب دیده از زبان آنتونی part 31

‌‌ در دلم فریاد بود ، در نگاهم اشك ، در گلویم بغض ، اما بلند...

و چگونه در بند خاک بماند؟! آنكه پرواز آموخته استو راه كربلا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط