با من بگو که اینهمه احساس ، خواب نیست

با من بگو که اینهمه احساس ، خواب نیست
یا آب هم به پاکیِ ایــن عشقِ نــاب ، نیست

با من بگـــو که مثل تـو پیــــدا نمی شــــود
تکــرار کن که قلبِ زلالت ، سـراب نیست

باور نمی کنــــم که دگــــر ، همنشین مـــن
تنهائی و عـذاب و غـم و اضطراب ، نیست

تنهــا کسی کــه حال مـــرا درک می کنـــد
تنها تویی که حال تـو با من ، خراب نیست

اغــــراق نیست ، اینکه بگویــم عزیـز دل
گــــرمای دست های تــــو در آفتاب نیست

از لحظه ای که آمــده ای ، با وجــــود تـــو
فهمیـده ام که عشـــق ، فقط در کتاب نیست
دیدگاه ها (۱)

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

محـــبوبِ مـن!پاییزِ عـزیـزمـان آمـده است🍁#محمد_صالح_علاءچند...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۴" در آغوش رویای آبی ات "...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :امام به او اثبات نکردن...

عکسم باهوش مصنوعی.ملکه خوب ها

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

#pain#P¹⁰³#Season²جونگکوک برمیگرده به سمتش. _ و اگر نخوام که...

بسم الله الرحمن الرحیم روح، عقل، علم :ریشهٔ عقل یا بهتر بگوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط