پارت

پارت9

نیلا: جیمین
جیمین: بله
نیلا: واقعی یعنی پدر و مادرم و خواهرم من دیگه کسیو ندارم 😭😭
جیمین:😭😭
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چند روز بعد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ا.ت رو جراحی کرده بودن ولی هنوز بهوش نیومده بود امروز روز مراسم پدر و مادر ا.ت
بود منم رفتم
نیلا: بابا مامان کجا رفتین چرا تنهام گذاشنین
خواهر قشنگم من به فدای اونی گفتنت بشم
چرا تنهام گذاشتی😭😭

یکی داشت زنگ میزد
جیمین: الو
👨🏻‍⚕️: از بیمارستان تماس گرفتم آقای پارک خانم ا.ت بهوش اومدن
جیمین: اومدم
سریع رفتم بیمارستان پیش ا.ت
جیمین: آقای دکتر کجان
👨🏻‍⚕️:هنوز دور صورتش باندپیچی شدست راستی مرگ پدر و مادرش رو نگو بهش
جیمین: باشه ممنون
جیمین: ا.ت عزیزم خوب هستی
ا.ت: شما
جیمین: منم جیمین میدونم هنوز باهام قهری ولی آشتی کن دیگه
ا.ت: جیمین کیه تو دیگه کی هستی مگه ما قهر بودیم که میخوایم آشتی کنیم من شمارو نمیشناسم
جیمین: چی
👨🏻‍⚕️: آقای پارک حافظه شو آز دست داده
جیمین: چی
👨🏻‍⚕️: طبیعی ولی اینجوری نیست که واسه همیشه ازدست داده باشه تا یه ماه یا دوماه دیگه بر میگرده
جیمین: اها ممنون
👨🏻‍⚕️: سعی کن فیلا براش یاد آوری نکنی مثلا بگو من اسمم جیمینه فقط باهات یه دوست عادیم همین
جیمین: بله

#جیمین
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۲)

پارت10جیمین: خوبی ا.تا.ت: بله آقا من خوبمجیمین: من جیمینم ا....

پارت11جیمین: خب اینجا خونه ی منها.ت: چه خوشگلهجیمین: خب اگه ...

پارت8جیمینچرا ا.ت جوابمو نمیده اخه چرا اینجوری شد نباید میوم...

پارت7داشتم تو اتاقم گریه میکردمپ: دختر قشنگم ا.ت نیلا همه چی...

~~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~~*part ⁶* ...

khiyanat duroqhin𝚙𝚊𝚛𝚝6ا/ت.. ماشینو ببر داخل پارکینگ و وسایلم...

رمان؟عشق مثلثیپارت:2(تابع قوانین ویسگون) ا/ت:بله..حتما... *س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط