لطيفه:مانتو زرد پوشیدم رفتم بیرون

لطيفه:مانتو زرد پوشیدم رفتم بیرون
یه پسره از جلوم رد شد بهم گفت :شله زرد!
محلش نذاشتم بعد که یه خورده
رفتم جلوتر صدا کرد :خانوم؟
منم فک کردم میخاد چیزی بپرسه گفتم :بله؟ گفت :پشت کمرت با دارچین بنویس یا حسین
دیدگاه ها (۴)

دوست دختر کوچولوی من

P⁶The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

برده عمارت جئون

#in_your_eyespart_9۳ویو کوکلبخند کمرنگی روی لبم نشست:آرهکایل...

محو زیبایی او پارت ۲۶ ویو رزا وارد اتاقم شدم .......خیلی قشن...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:8ویو «سلین»بلاخره بعد چند ساعت زن...

کپشن مهمهههه🎀😂عروسک من😈🔞پارت پانزدهم بازومو ول کرد برگشتیم س...

The Queen of My Heart ❤️👑پارت ۴۷ویو کایاـساعت دوازده شب بود ...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط