دیروز با یه دسته گل اومده بود دیدنم...

دیروز با یه دسته گل اومده بود دیدنم...

بایه نگاه مهربون...

همون نگاهی که سالها آرزوشو داشتم و ازم دریغ میکرد...

گریه کرد گفت:

دلش برام تنگ شده

ولی من

فقط نگاش میکردم

وقتی رفت...

سنگ قبرم از اشکش خیس بود...
دیدگاه ها (۵)

به آنچه شکست به آنچه گذشت حسرت نخور....زندگی اگر زیبا بود با...

کاش میفهمیدی قهر میکنم که دستمو محکم تر بگیری...وبلند تر بگی...

برو!!!!!روزگاری می آید که برگردی.....آن روز را برایت معنا می...

یعنی عاشق اینم دیگه

مافیای خشن من پارت ۱۹

تکپارتی نامجون کریسمس داشتم برای شب کریسمس آماده میشدم که جش...

#in_your_eyes part_85ویو کایلایک روز از مرخص شدنم گذشته بود....

برده عمارت جئون

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 131・⁠]⁠ᕗباز صدای در...اینبار...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 168♡⁠。⁠)⁩براي ا...

خودکار ابری

عاشق part¹ویوات :  از خواب بیدار شدم کوک نبود الان دیگه ظهر ...

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط