دلم نفس نمی کشد دستانم کمی میلرزن در پاهایم توانی نیست چش

دلم نفس نمی کشد دستانم کمی میلرزن در پاهایم توانی نیست چشمهایم را تا نیمه باز کردم ضربه اش سنگین بود,,,! خونی نمیریزد! فقط درد پشت درد،،، زندگی عجب خنجری را ب پشت خود قایم کرده بودی
دیدگاه ها (۱)

➹چه سکــــــــوتی دنیـــــــــــا را فـــــــــــرا می گرفت ...

a lone....

دلم نفس نمی کشد دستانم کمی میلرزن در پاهایم توانی نیست چشمها...

a lone...

نـفـرتــ#𝑯𝒂𝒕𝒆#𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟓 + میشه بریم توی حیاط بازی کنیم؟خواستم ب...

مرد بی رحم

هوا در سالن سنگین شده بود. نازنین با صورتی که از ترس و اضطرا...

#in_your_eyespart_9۱ویو کایلا آروم چشمامو باز کردمچند ثانیه ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_29وارد استخر شدم با ی حرکت پ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²ویو رینا___سه ماه از رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط