از عقاب پرسیدند:آیــــــــــا....

از عقاب پرسیدند:آیــــــــــا....
ترس به زمین افتادن را نداری؟؟
عقاب لبخند زد و گفت:
من انسان نیستم!....
که با کمی به بالا رفتن تکبر کنم...!
من در اوج بلندی نگاهم
همیشه به پایین است.
دیدگاه ها (۱)

𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟒𝟎 (last part)چند ماه بعد...همه‌چیز تغییر ...

_____پارت²⁰ نفرین کوچولو_____لوسیفر یک قدم از دل تاریکی بیرو...

چند پارتی پارت ۵ | فقط وانمود کن دوست‌پسرمیدختر چند ثانیه فق...

چند پارتی پارت ۵ بارون هنوز می‌بارید، اما هیچ‌کدوممون عجله‌ا...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟖 🎤🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «امشب دیگه نمی‌خوام ...

╔════════════════════════════╗🤍 پارت ۱۱۲ | «جایی که قلب انتخ...

⭐ 𝑻𝒉𝒆 𝑺𝒆𝒄𝒓𝒆𝒕 𝒐𝒇 𝒂 𝑺𝒕𝒂𝒓𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐صبح، ارا هنوز کمی معذب بود.تهیون...

چندپارتی تهیونگ

HATE TO LOVE¹(ویو:رز)نور پرانرژی صبح،از میان پرده های حریر آ...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟓𝟑میا و جیمین رفتن توی اتاق و کار رو شروع ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط