غم مخور معشوق اگر امروز و فردا می کند

غم مخور معشوق اگر امروز و فردا می کند
شیر دور اندیش با آهو مدارا می کند
زهر دوری باعث شیرینی دیدار هاست
آب را گرمای تابستان گوارا میکند
جز نوازش شیوه ی دیگر نمی داند نسیم
دکمه پیراهنش را غنچه خود وا می کند
روی زرد و لرزشت را از که پنهان می کنی
نقطه ضعف برگ را باد پیدا می کند
دیدگاه ها (۱)

من از "تلمیح" بیزارم تو باید مال من باشیبیا "تضمین" اشعارم ش...

میگن مهمون حبیب خداست اما امروز برعکس حبیب مهمون خداست ...خد...

اسکارلت : من هیچ وقت در زندگی آدمی نبودم که قطعات شکسته ظرفی...

ساقیا دیوانه ام کن با می و جام و سبولب به لب کن کاسه ام را، ...

برای وداع با آفتاب؛ پنهان نکن آن روی ماهت را🔹گرمای تابستان ت...

سناریو توکیو ریونجرز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط