آسمان دلم ابری بود

آسمان دلم ابری بود
و کوزه دلم خالی ..

دعا کردم که ببارد

تا کوزه پر از آب شود

و لبان تشنه عشق سیراب گردد

اما.........

اما از آسمان دلم تگرگ بارید

کوزه شکسته شد.
دیدگاه ها (۱)

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

عاشقانه های شبنم

فردا فردا کردن

چه دلبرانه به من خندیدیو منچه غریبانه رفتنت را بغض ڪردمپشت س...

Otagh baghli Part 51 داشتم همینجوری فکر میکردم که یهو به خود...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هشتم: بیدار شو---شانه‌اش را بستم.با د...

وقتی پدربزرگت میمیره و میاین ایران تو حالت بده ....‌به قبر ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط