دلتنگی هایم را دوباره پهن کردی ،
دلتنگی هایم را دوباره پهن کردی ،
و شعرهایم جاری شدند میانِ این همه تنهایی .
تو که بروی !
دیگر چه کسی می ماند برایِ این همه بیقراری ... در گوشم آرام گفتی " برو "
من می روم !
پشتِ یک سیاهی تاریک ،
تا دوباره آغاز شود روزهایِ خاموشم .
نورها را با خودت ببر
و مرا در هیجانِ ندیدن ها ، تنها بگذار .
اینجا
یک بغض ، گلویم را می فشارد ،
و من مانده ام و دست هایی که خالی است .
شعرهایم را دوست بدار خوبِ من !ش
برایِ تو می گویم
تنها برایِ تو
و شعرهایم جاری شدند میانِ این همه تنهایی .
تو که بروی !
دیگر چه کسی می ماند برایِ این همه بیقراری ... در گوشم آرام گفتی " برو "
من می روم !
پشتِ یک سیاهی تاریک ،
تا دوباره آغاز شود روزهایِ خاموشم .
نورها را با خودت ببر
و مرا در هیجانِ ندیدن ها ، تنها بگذار .
اینجا
یک بغض ، گلویم را می فشارد ،
و من مانده ام و دست هایی که خالی است .
شعرهایم را دوست بدار خوبِ من !ش
برایِ تو می گویم
تنها برایِ تو
- ۸۸۱
- ۰۴ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط