طبیبان برسربالین من آهسته میگفتند که امشب تا سح

طبیبان برسربالین من آهسته میگفتند که امشب تا سحر این عاشق دلخسته میمیرد زهرجابگذردتابوت من غوغا بپا خیزد چه سنگین میرود این مرده ازبس آرزودارد‎
دیدگاه ها (۱)

.

ز آن همه مهربانی نصیبم تنهایی شد..!!خدا یا میشود کمی بی رحم ...

.

.

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁵ویو میکا_____هفته‌ی دوم...

معاملهp1باران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌ها روی شیشه‌های ب...

طبیبان بر سر بالین من اهسته میگفتند...که امشب تا سحر این عاش...

طبیبان بر سر بالین من آهسته می گفتند :ک امشب تا سحر این عاشق...

طبیبان برسربالین من اهسته ميگفتند كه امشب تا سحراين عاشق دل ...

طبیبان بر سر بالین من آهسته می گفتند :ک امشب تا سحر این عاشق...

طبیبان بر سر بالین من آهسته می گفتند********که امشب تا سحر ا...

طبیـــــــبان بر سر بــــــالین من آهــــــسته می گفتند که ...

طبیبان بر سر بالین من آهسته می گویند ک امشب تا سحر این عاشق ...

طبیبان بر سرِ بالین من آهسته می‌گویندکه «امشب تا سحر این عاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط