با او وداع کردم

.
با او وداع کردم ...
آن هم با اشک هایم
برای کسی که همیشه میگفت
به جای اشک در چشمانت
غنچه ی خنده روی لب هایت میکارم
دیدگاه ها (۲)

.دلم خانه ای ست...که هر شبدیوارهایش را رنگ می‌کنند به رنگ تن...

دستش را گرفتم، اما سرد شده بود .اهمیتی نمیدهم ، به هر حال ح...

پارت اول.درخواستی❤من لی جیسو هستم. 25 سالم است و روانشناسم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط