امشب بازم ناراحتم از دست عشقم

امشب بازم ناراحتم از دست عشقم
اون راحت خوابیده و من از درد حرفش بیدارم
امروز کلا روز خیلی خوبی نبود اون از صبح که بهم گفت آب جوش ریخته رو صورتم و......
من تا مرض سکته رفتم و در نهایت میگه شوخی کردم
اونم از غروب که تا حالا به خاطرش عصبیم
دعوامون نشده اما با حرفش دردم گرفت اینم بگم نخواست ناراحتم کنه هاااا
ولی نمیدونست ممکنه تا این حد دلخور بشم
امروز یکم عوض شده بود
مهدی که اعتقاداش هوارتااااا بود و من شیفته ی همین اعتقادش شده بودم امروز عوض شده بود
همش دم از نا امیدی میزد همش حرفای عجیب میزد
انگاری یه جورایی به عدالت خدا شک کرده بود
این موضوع عصبیم میکرد
اما بدتر از هرچیزی این جمله اش داغونم کرد و باعث شده تا الان بیدار بمونم...
(سارا جان خدای روی سرزمین پوله پووووول.....بقیش دیگه شخصیه)
مهدی من نا امید نبود از این حرفا نمیزد یکم بهش فشار اومده میدونم
چون تو این شرایط بیکار شده اعصابش خورده میدونم مهدی من همون مهدی معتقد قبله فقط یکم کم آورده
من هنوزم عاشقشم....
خانومیش بمیره که امشب تو فوتسال پاش ضربه دیده حتما خیلی دردش گرفته
ایشالا درداش برا من باشه و خوب خوابیده باشه
khass☆m☆
25/10/94
1:08
دیدگاه ها (۶)

بچها این پارتم توی کپشن میزارممپارت پانزدهم"ویو نیلسو"*منو ب...

رمان سوم پارت چهارم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚<< فردا صبح و...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۶" در آغوش رویای آبی ات "...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....p19روم خیمه زد  و خم شد...

part 36جیمین« نه هیونگ گشنم نیست»یونگی« هیونگ تو برو استراحت...

Which onepart 18س. خب حالا ‌که آخر شبه پایه و کسی هم داخل خی...

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 :: part⁴: ...

پارت ۲ ویو ا.ت به جونگ کوک پیام دادم که با تهیونگ میرم و اون...

My lovely neighbor part : 47

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط