🌹 🌹

🌹 🌹
دلم به باده و گل وا نمی شود، چه کنم
که بی تو باده و گل ناگوار می آید

دل چو غنچه ی من نشکفد به بوی بهار
بهار من بود آن گه که یار می آید
دیدگاه ها (۱)

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

من دیوانه‌ی توام، نه از آن دیوانگی‌های ساده… از آن جنس که هر...

کاشکی تاریکی می‌رفت فردا می‌شد صبح می‌شد چشمون تو پیدا می‌شد...

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

عاشقانه های شبنم

.قهوه‌ی چشم ِ تو را با بوسه شیرین می‌کنمبا نگاهت عشق را هر ل...

.مرا امشب تماشا كن، نگاه ناب می‌خواهمچو مردابى كه تنهایم، تب...

خالِ سیاهِ گوشه‌ی چشمت چه می‌کند با دل که بی‌قرارِ تماشای تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط