فیک زندگی سخت آسان و شیرین یک آیدل

فیک زندگی سخت آسان و شیرین یک آیدل


سلام من ا/ت هستم 19سالم هست و یک آیدل هستم و عضو گروه بی تی اس هستم ( قبل ادامه اعضا بلک پینک هم عضو بی تی اس هستند)

داشتیم با بچه ها تمرین می کردیم که گوشیم زنگ خورد و پدرم بود گفت که خودم رو زود برسونم عمارت وسایل هام رو بر داشتم و حرکت کردم به سمت عمارت

خدمت کار در و برام باز کرد و گفت: پدر تون داخل اتاق کارشون منتظر شما هستند رفتم داخل و در اتاق رو زدم و اجازه ی ورود بهم داد شد

فعلا تا اینجا می‌نویسم قرار داستان جذاب تر هم بشه

شرط پارت بعد

۱۰ لایک

۱۰ کامنت

❤️❤️
دیدگاه ها (۱۱)

🎵 معرفی‌نامه رمان: «عضو هشتم»خلاصه داستان:فکر کن یه دخترِ پر...

I Love you too...but I don't know...How can I say this...to ...

the missing link part²⁰سوهی بدون هیچ حرفی دنبال خانم سو به ر...

بی‌تی‌اس موقع رسیدن به کلمبیا مورد هجوم جمعیت قرار گرفتن؛ فض...

دیدار باتو (part 2)

𝐀 𝐕𝐨𝐰 𝐁𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧Season¹PART¹(تهیونگ–)(یونگی¥)(ما...

پارت۱۴پرورشگاهorphanageتصمیم گرفتم برم یه دوش ۱۰دیقه ای بگیر...

My_idol

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط