همچون باد

همچون باد
می رقصم به هر سو
در تازیانه های سرد طوفان
چون شبم
سرد و تاریک
تا سحرتنها
می بافم در خیالم
با کلاف تنهایی
قصه های
روزهای آفتابی
اما باران
طعنه میزند به
خیالهای آبکی من
بباف تو همچنان
دراز است کلاف زندگی.
دیدگاه ها (۱)

سلام به آغاز گر صبح و تنفس و زندگی سلام به صبح پاییزی سلام ...

سه چیز انسان را شاد میکند:اولین مورد، ارتباطهای انسانی است.د...

خواب مانده امابدیتی را به تماشا نشسته امبی تو!خواب ابدی شیری...

گاهی دستهایم به آرزوهایم نمی رسندشاید آرزوهایم بلندندولی درخ...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط