عاشقم، بی کینه ام اما تو میفهمی مگر

عاشقم، بی کینه ام اما تو میفهمی مگر

درد دارد سینه ام اما تو میفهمی مگر

من شبیه یک لباس کهنه ام از جنس عشق

حاصل صد پینه ام اما تو میفهمی مگر

جرم بسته روح و مغز و دست و پا و جانم از

غصه دیرینه ام اما تو میفهمی مگر

با قصاوت ها و بی رحمی چه محکم میزنی

سنگ بر آیینه ام اما تو میفهمی مگر
دیدگاه ها (۱)

مست میخانه نبودم تو خرابم کردییار پیمانه نبودم تو شرابم کردی...

به لب لبخند و با چشم سیاهت دلبری داریبنازم چشم مستت را که در...

دوست داری از میان جمع پیدایت کنممن که می دانم تو می خواهی تم...

نبض اشعارم درون حلقه چشمان توستمو پریشان کن غزل آماده فر...

فیکشن

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

هنر دروغ گفتن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط