خدا کند که بهار رسیدنش برسد

خدا کند که بهار رسیدنش برسد
شب تولّد چشمان روشنش برسد

چو گرد بر سر راهش نشسته ام شب و روز
به این امید که دستم به دامنش برسد

هزار دست، پر از خواهش اند و گوش به زنگ
که آن انارترین، روز چیدنش برسد

چه سال ها که در این دشت منتظر ماندم
که دست خالی شوقم به خرمنش برسد

بر این مشام و بر این جان، چه می شود؟ یا رب!
نسیمی از چمنش، بویی از تنش برسد

خدای من! دل چشم انتظار من تا چند
به دوردست فلک بانگ شیونش برسد؟

چقدر بر لب این جاده منتظر ماندن
خدا کند که از آن دور، توسنش برسد
دیدگاه ها (۱)

سماور "قل هو الله احد" می خواند بعد از ظهرو قوری یک نفس از ...

در یکی از روستاهای ایتالیا، پسر بچه شروری بود که دیگران را ب...

یاحسین

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

🔴جنگ شروسی با بنی عباس در روایات 🟢 امام محمد المهدی عج فرمود...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت دوم :با طاعات تام و تمام به خداو...

پارت ۲۶صبحآن صبح هوا بیرون روشن و صاف بود، ولی توی خانه یک ت...

پارت ۲۴صبح که شد، رزا دنبال یک جواب نگشت. چون تهِ دلش هنوز ب...

"𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒉𝒂𝒕 𝑹𝒂𝒊𝒏𝒚 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕"𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐بعد از آن شب بارانی، قرار نبود...

فاصله یک لبخند تا جنون

اول مهرپاییز.۱۴۰۵/۷/۱پاییزشعری ست. محکم و گرم

دو پارتی عشق مافیا¹جونکوک، ۲۹ ساله؛ مردی که برای بیشتر آد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط