دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت

آه از آیینه کـــه تصویـــر تـــو را قاب گرفت

خواستم نوح شوم، موج غمت غرقم کرد

کشتی ام را شب طوفانی گرداب گرفت

در قنوتـــم ز خدا «عقـل» طلب مــــی کردم

«عشق» اما خبر از گوشه ی محراب گرفت

نتوانست فـــرامــــوش کند مستــــی را

هر که از دست تو یک قطره می ناب گرفت

کـــی بـــــه انداختن سنگ پیاپـی در آب

ماه را می شود از حافظه ی آب گرفت؟!
دیدگاه ها (۱)

پارت‌: 21 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**حلقه‌ای که دور لبه‌ی است...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : eighteenویوی جونگ کوک :احساسات‌م...

دیدن روی تو در خویش ز من #خواب گرفتآه از آیینه که تصویر تو ر...

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت آه از آیینه که تصویر تو ر...

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفتآه از آیینه که تصویر تو را...

#حافظه_آب،دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفتآه از آیینه که ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط