fake kook

fake kook
part*⁷³

کوک: حالت خوبه یعنی بهتری
ا.ت: اره
کوک: ببخشید سرت داد زدم
ا.ت: نه عزیزم حق داشتی
کوک: اگه خواستی با تهیونگ حرف بزنی بهش نگی که من بهت گفتم
ا.ت: باشه
کوک: هنوز میخوای بمونی
ا.ت: اره پاتو درد اوردم؟
کوک: نه خوبه
نشسته بودیم داشتیم حرف میزدیم
ا.ت: اون دختره چقدر شبیه میسو
کوک: میسو اره خودشه
ا.ت: چرا زودتر نگفتی بلند شو تا بریم
کوک: چیشده
ا.ت: اگه مارو ببینه بد میشه
دست کوک گرفتم از اونجا رفتیم
کوک:لازمه اینکارا
ا.ت: اگه بفهمن که باهمیم خیلی خجالت میکشم
کوک: چرا
ا.ت: اخه نمیخوام دربارم حرف بزنن و بگن که رئیس با یه منشیش قرار میزاره
کوک: حرفای مردم برات مهمه من اینقدر شنیدم که دیگه برام مهم نیست
ا.ت: بزار مخفی باشه
کوک: هرجور خودت میدونی
ا.ت: من میخوام برم
کوک: کجا
ا.ت: پیش بورا
کوک: شاید تهیونگ پیشش باشه
ا.ت: نه من میخوام برم اول با تهیونگ حرف بزنم بعد با بورا
کوک: باشه اگه میخوای تا برسونمت
ا.ت: نه تنها میخوام برم
کوک: باشه عزیزم مراقب خودت باش
ا.ت: توهم همینطور

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۲۳)

fake kookpart*⁷⁴ از دید ا.تزنگ زدم به تهیونگتهیونگ: الوا.ت:ک...

fake kookpart*⁷⁵چند روز بعدمنو تهیونگ و جونگکوک داشتیم باهم ...

fake kookpart*⁷²کوک: پس تو تهیونگ فقط پسر عمو میبینیا.ت: اره...

fake kookpart⁷¹رفتم بیرون زنگ زدم به ا.تا.ت: الو کوک: کجاییا...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

love in the dark④①همه رفتن و من و جونگکوک تنها بودیمکوک: هنو...

سناریو:وقتی ا/ت مریض شده و هیچی نمیخوره نامجون: ا/ت بیا بخور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط