درد یک پنجره را پنجره ها میفهمند

درد یک پنجره را پنجره ها میفهمند

معنی دور شدن را گره ها می فهمند

سخت است بالا بروی ساده بیای پایین

قصه ی تلخ مرا سرسره ها می فهمند

یک نگاهت به من آموخت که درحرف زدن

چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند
دیدگاه ها (۲۰)

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭘﺎﻧﺘﻮﻣﯿﻢ ﺍﺳﺖ , ﺣﺮﻑ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﯿﺎﻭﺭﯼ ﺑﺎﺧﺘﯽ !

قسمت اين بود که من با تو معاصر باشمتا در اين قصــــه پر حادث...

روزها پر و خالی می شوند مثل فنجان های چایدر کافه های بعد از ...

از دست من میری از دست تو میرمتو زنده میمونی،منم که میمیرمتو ...

یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدنچشم ها بیشتر از حنجره ها م...

یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدنچشم ها بیشتر از حنجره ها م...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣2️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین از کنار د...

از ترس تا اعتمادpart: 2 ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p17نینا وقتی وارد خونه شد، مادرش از آشپزخ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣4️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ با زحمت از تخت ...

پارت ۸: سایه‌یِ مرگماه داشت به پایان می‌رسید و هوایِ خانه از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط