دیرگاهیست که تنها شده ام

دیرگاهیست که تنها شده ام
قصه ی غربت صحرا شده ام
من که بی تاب شقایق بودم
همدم سردی یخ ها شده ام
کاش چشمان مرا خاک کنید
تا نبینم که چه تنها شده ام
دیدگاه ها (۳)

﷽سرقبر آیت الله بهجت داشتیم فاتحه ای میخواندیم که مردی آمد ک...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

حمایت نمیشه زیاد متاسفانه. پارت چهار

مرد بی رحم

نام=)سایه مافیا### پارت یازدهم: بازیِ مهارناپذیردر حالی که آ...

Fifteen

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴ویو میکا_____سه روز از ...

پارت ۴۹آسمانِ شهر خاکستری بود و بارانِ ریزی می‌بارید که انگا...

🥀 قسمت هشتم فاطمه چه کسی بود؟تا اینجا شاید فکر کرده با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط