🌙 🌟 شَـبْ نِشــینــی بٰا شــُهـَدٰای مــُدٰاف‍ــِع حــــَ

🌙 🌟 شَـبْ نِشــینــی بٰا شــُهـَدٰای مــُدٰاف‍ــِع حــــَرَمْ🌟 🌙

بیایید مهمانشان کنیم به 14 صلوات و ورق بزنیم زندگیمان را با انها.
.
.
صفحه شهید رضا کارگربرزی یکی از شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) در یادداشتی به نشر خاطره‌ای از این شهید بزرگوار پرداخته در این خاطره چنین آمده است:

زمستان سال نود و یک دعوت شدیم خانه‌ی یکی از اقوام که از قضا ماهواره هم داشتند.

همین موضوع باعث شد تا رضا درباره اهداف شبکه‌های ماهواره‌ای واسه صاحب‌خانه و بقیه صحبت کنه. توضیحاتی در مورد چگونگی تشکیل این شبکه‌ها،منابع مالیشون،اهدافشون و حامیانشون داد ، توی اون مهمونی تعدادی از افراد حاضر که از لحاظ نسبی رابطه دوری با ما داشتن هم بودن و صحبت‌های رضا را هم گوش می کردن.

چند نفری شروع کردن به مسخره کردن رضا که فلانی ، توی فلان جا مغز تو شستشو دادن ، تو کله شما کردن که ماهواره فلان و فلان…. بعد از مهمانی ، من با رضا تند برخورد کردم که چرا شروع می‌کنی از این حرف‌ها می‌زنی که بخوان مسخره‌ات کنن ؟ و کلی توپ و تشر !!!!

اما رضا این جوری جواب داد: من وظیفه‌ام را انجام دادم ، در قبال این خانواده توضیحات رو دادم ، دیگه اون دنیا از من نمیپرسن که چرا دیدی و میدونستی اما چیزی نگفتی. من کار خودمو کردم ، به وقتش این حرف‌ها جواب می‌ده. خیلی برام جالب بود ، اون اصلاً به این فکر نمی‌کرد که دارن مسخره‌اش میکنن ، فقط به فکر انجام وظیفه‌اش بود.

🌹 لبیڪ یـــــا زینبـــــ(س)🌹
............................................
دیدگاه ها (۱۱)

🖤 جانماز تبرکی🖤 مجموعه‌روایت‌ #رواق_دارالذکر ✍️ قرار بود دوس...

پارت ۲ ویو ا.ت به جونگ کوک پیام دادم که با تهیونگ میرم و اون...

★دستبند ما؟!...p³ادامه داد:"ببخشید جونگ‌کوک واقعا عذر می‌خوا...

خب بریمیه حیاط بزرگ سرسبز جوری درخت ها و گل و گیاه هاش تازه ...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

تک پارتی ویو ا.ت نور کم تلویزیون روی صورتمون افتاده بود کنار...

39part بعد از چند ساعت گشت‌وگذار، برگشتن سمت کلبه. اما قبل ا...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟖کوک بو...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۳ *سانیار*در رو با یه ضرب باز کرد...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط