یه دیالوگ خیلی قشنگ بود که میگفت

یه دیالوگ خیلی قشنگ بود که میگفت
تو اسممو میدونی نه داستانمو
تو لبخندمو میبینی نه دردمو
تو متوجه چیزایی که رها میکنم میشی نه زخمام
میتونی حرفامو بخونی نه ذهنمو
پس راجع بهم نه نظر بده و نه قضاوتم کن چون تو فقط قسمتی از من رو میبینی که
خودم خواستم بهت نشون بدم

#قضاوت
دیدگاه ها (۴)

عزیز دلم ، مگر نوازش یک دست قطع شده دوباره دست را به حالت او...

اینجا اجتماع حسرتهاست...#کیمیا_رجبی #حسرت #خیابان

اگر مرگ به سراغم آمدو ما هنوز همدیگر را ندیده بودیمفراموش نک...

اکثر موجودات، همیشه به خاطر نقطه ضعف هایشان، توی دردسر  می ا...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_353جونگکوک دستشو توی س...

این پارت گزارش شده بود برای پیدا کردن پارت یک و سه یذره برید...

#P𝗔R𝗧 : 33〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦.............

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط