گاهی وقتها...

گاهی وقتها...
تنهاییهایم راجمع می کنم
برشان میدارم میبرم با خودم
به یه گوشه ای
به دور از شهرمان
که شاید آنجاخالیشان کنم بریزمشان
تا که سبک شوم ولی...
باز نمی شود که نمی شود
دیدگاه ها (۲)

ڪاشـ هیچوَقٺ عِشقـ تَبدیݪ بِہ خآطِرِه نَشِہ

گاهـــــــــــے... باید قبول کنے دستانش مــال تـــو نیست ام...

دست مرا محکم بگیر و ول نکنمن از بلندی روزهای بی‌تو می‌ترسم❤ ...

جــــانو دلـــــم بھ دلبـــرےزیــــر و زبَـــر همــے کنـے...

آری.. فکر می‌کنم تنها باشم. احتمالاً روزی هم در تنهایی خود ن...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌    ‌« هـزار و هشتصـد و هشتـاد »من زیاد به ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط