تنهايي...عزيزم نميدوني عشقت چقدر سينه سوزه. چه سخته آدم چ

تنهايي...عزيزم نميدوني عشقت چقدر سينه سوزه. چه سخته آدم چشم به تاريكي شب بدوزه هميشه
شبابيدار روزا خيره به عكست اين شده كارم ديگه طاقت ندارم دلم ميخواد يه جايي اونور دنيا خودم جا بزارم آخه عادت ندارم توكه نباشي خوابم نميره خيلي دلم مي گيره فراموشم نميشه خاطره هامون واسه من خيلي ديره
دیدگاه ها (۲)

چند پارتی (درخواستی)

پارت سیزدهم کوک. دیدم ات خوشکش زده که گفتم خوب شده بهم میاد ...

Mohammad Reza Golzarعزیزم نمیدونی عشقت چقدر سینه سوزهچه سخته...

چشامومیبندم میخوام هرچی غصس بمیرهکه تو خوابیکی از تنم عطرتو ...

چشامو میبندم میخام هرچی غصه اس ..........بمیره که توخواب یکی...

- "چشامو ؛ می بندم میخوام هر چی غصه است بمیرهکه تو خواب ؛ یک...

شبا بیدار و روزا خیره به عکست این شده کارم دیگه طاقت ندارم د...

چشامومیبندم میخوام هرچی غصس بمیره..که توو خواب یکی ازتنم عطر...

به جاییرسیدم که با هیچکی حرفی ندارمنباشیمن هیچ حسی به روز بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط