میدانی عزیز نبوده ام ،

میدانی عزیز نبوده ام ،
عزیز ِ سفر کرده اَم ،
دوماه دیگر ...
فقط دو ماه دیگر مانده تا پاییز ِ دلنشین ،
و تو همچنان نیستی ،
دو ماه تا دیوانه بازی هایمان ،
از صدای برگ های زیر پایمان
از اینکه تمام ِ مردُم شهر به من و تو دیوانه نگاه کنند
که فریاد میکشیم و زیر باران راه می رویم ...

دو ماه دیگر مانده تا فصلی که میگفتی عاشقش هستی
چون من را به تو داده است ...
دو ماه دیگر تا اینکه هزاربرنامه بریزی برای غافلگیر کردنم در رمانتیک ترین کافه شهر و
همچنان نیستی . . .

و کاش هیچوقت نیاید این پائیز دلگیر ِ کسل کننده !

#زهرا_رفیعی
دیدگاه ها (۳۸)

عاشقانه های شبنم

تکپارتی تهیونگ(مخصوص سیسیمه) وقتی یک‌روز کاملشو در اختیار ت...

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

وقتی که با احساس میرقصم برایتدر زیر نور ماه در حال و هوایتدس...

سربازم💔دلم برایت تنگ است.برای حرف زدن هایمان،شوخی هایمان،آن ...

دنبالت میگشتم،تو نمایشگاه کتاب، هر غرفه ای که کتاب شعر روی پ...

🍁پائیز آمد و تو هنوز نیامده ایهمه هول آمدن بودن از باد و بار...

و دوباره تصمیم گرفتم برایت بنویسم ، با اینکه میدونم دیگه نیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط