آیا نفرت ماندگار خواهد بود

آیا نفرت ماندگار خواهد بود
پارت۹۶

(ویو نیلسو )=
وارده بخش مراقبت های ویژه شدم...
و یه اتاق جونگ کوک رسیدم...
وقتی وارد شدم بغض عجیبی گلوم رو چنگ می‌زد:
کنار جونگ کوک نشتم و دستشو گرفتم تو دستم
+"آقای جئون چند وقته که خوابیدیا.(و گریش شروع شد)
نمیخوای بیدار شی میخوای منو تنها بزاری مگه نگفتی بدونه من میمیری الان که پیشتم چرا تو خوابیدی چرا اصلا به من فکر نمیکنی ها من بدونه ت. نمیتونم جونگ کوکم نمیتونم."
بین حرفام احساس کردم دستم تکون خورد سرو بالا اوردم و با چشمای بازه جونگ کوک مواجه شدم
از شدت خوشحالی نمیدونستم باید چیکار کنم
همه رو صدا کردم و........
خودمو انداختم تو بغله جونگ کوک...
تا آمد نازم کنه یا بوسم کنه حالت تهوع گرفتم دوباره از بغلش در اومدم و به سمت دسشویی دویدم..
هرچی داخله معدم بود و نبود بالا اوردم...
یه آب به دستو صورتم زدم و از دست شوی رفتن بیرون دیدم همه پیشت دره دست شویی وایسادن و نگرانن...
رفتم سمتشوو همشون یه سوال میپرسیدن اینکه خوبی حالت خوبه چی شد یهو.....
منم با سر تایید میکردم که خوبم
گقتم که میخوام برم پیش جونگ کوک...
ولی مادر جون نزاشت و گفت باید حتما بریم پیش خانم دکتر که متخصص زنانه...
بعد ار مادرجون مامان هم تایید کرد و منو به زور بردن
پیش دکتر...
وارد اتاق دکتر که شدیم به خانم میان سالی بود با موهای جو گندمی با صورته مهربان بود دکتر از بقیه خواست که بیرون منتظر باشن و بعد رو کرد به منو و گفت:
_"دخترم بشین"
و بعد خودشم اومد نشست پش میزه کارش روبه روی من و گفت:
_"خب دختره قسنگم بگو ببینم چه مشکلی پیش اومده؟"...........


شرط: 300لایک، 100بازنشر
دیدگاه ها (۴۷)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁹ویو: اتدست جونگ‌کوک هنوز توی دست...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1وقتی موقع زایمانته.......... «ویو ا.ت» وارد آشپزخو...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

The unwanted Roommate __________________________علامت ها: یو...

P10 .PRISAN MAFIA.

پارت ۱۲

🖤 عروس مافیا | پارت چهارمساعت ۲ بعدازظهر | عمارت جونگ‌کوکا/ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط