چوبخدا شاید همان بغضی باشد کهسالها بعد دخترتمیخورد و

#چوب.خدا شاید همان بغضی باشد که.سالها بعد #دخترت.میخورد و تو در عمق چشمانش.نامردی #این روزهایت را میبینی...تورا نمیدانم،اما من به #خدایی که آن بالاست.عجیب معتقدم...
دیدگاه ها (۱۰۲)

#درسخوان بودم ولی#کنکور عشقت سخت بود#تست‌هایش در#کتاب "گاج" ...

#عشق چیزی شبیه بستنی ست#تازه شیرین خنک و لذت بخشاما....#اما ...

#هرگز.بہ ڪسے ڪہ براےِ ... " احساس.تو "#ارزش قائل.نیست ... دل...

#چقدر دیر فهمیدم که#مخاطب"خاص"من متعلق به "عام" بود#مثل فندک...

𝑷𝒂𝒓𝒕:1ترحم در چشمان هیولانور سرد ماه، خیابان خلوت را روشن کر...

اسم رمان 《 چشمهای بی انتها 》پارت ۴ليويا : نگاهش کردم و از پش...

شخصیت های فرعی:[÷]جیمین= دستیار و دوست نزدیک جونگ کوک، کره ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط