‌+خب از اون چه خبر؟!

‌+خب از اون چه خبر؟!
-دیروز دیدمش.می خندید!
خنده ش خیلی قشنگ بود:)
دلم براش ضعف رفت!
هوا سرد بود.سردش بود!
ترسیدم و هی با خودم گفتم
نکنه سرما بخوره!؟
اونقد ترسیدم که حتی دیشب،
خوابِ سرما خوردنش رو دیدم!
البته صبح که از خواب بیدار شدم،
صدقه دادم:)
کاش سرما نخوره!آخه من،خیلی غصه میخورم:)
+ تو یه دیوونه ای عزیزم:)دیوونه!
-نه،من فقط عاشقم!همین...

💔
دیدگاه ها (۱)

P²

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:12^ مقاومتت برای چیه؟ من مطمئنم که اون ...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۱۰: صبحِ دردسرنور صبح آرام از میان پرده‌ها...

part 39بعد از صبحانه//بعد از صبحونه همه نشسته بودن تو سالن و...

قسمت ۹(بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط