برایش نوشتم:

برایش نوشتم:
" زیر نور این آباژور
در ازدحام این قرص خواب های لعنتی
جایی در وسعت سرد این تختخواب؛
شب بخیر هایت گم شده است "
برایم نوشت:
" بخواب، عادت به هیچ چیز صلاح نیست "

و این منطقی ترین لالاییِ نیمه شب های من شد...
دیدگاه ها (۲)

و اگر فکر می کنیعاشقعشقش را که داشته باشددنیایی را دارد,اشتب...

دیر زمانی نیست که دریافته اموقتی از کسی کینه ای به دل می گیر...

تو مرا یاد خواهی کرد!روزی که دیگر کسی به خوشحالی ات، شاد نمی...

یک روزبل‌که پنجاه سال دیگرموهای نوه‌ات را نوازش می‌کنیدر ایو...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 2️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ ...

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 34/___بالکن نیمه‌باز، پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط